زين العابدين شيروانى

444

بستان السياحه ( فارسي )

بلده‌ايست از بلاد طخارستان و بروايتى مضافات بدخشان در چهارمنزلى بدخشان واقع شده و آب و هواى آن ديار ناسازكار مردمش حنفىمذهبند راقم اكرچه نديده امّا بنواحى آن رسيده است ذكر قنّوج بضمّ قاف و تشديد نون مع الواو و سكون جيم بلده‌ايست از قديم از بلاد پنجاب و هوايش مسرّت‌مآب و آبش كوارا و خاكش دل‌آرا و زمينش ملاحت‌انكيز و بادش دل‌آويز و در قرب جبال واقع است قديم الزّمان معمور بوده اكنون قرب شش يا هفت هزار باب خانه در اوست و نواحى بسيار خوب مضافات اوست اكثر مردمش هندوان و ديكر مسلمان و ديكر سنكانند ذكر قندهار شهريست خلدآثار آبش خوش‌كوار و هوايش سازكار امّا اندك كرم و از اقليم سيّم طولش از جزاير خالدات قوم و عرضش از خطّ استوى لا قديم الزّمان آن شهر متّصل به كوه بوده نادر شاه بعد از تسخير خراب نموده در قرب آن شهرى ساخته به نادرآباد موسوم كردانيد و احمد شاه ابدالى از جماعت افغان نادرآباد را خراب كرده در نيم‌فرسخى شهر قديم شهرى ساخت و آن را اشرف البلاد نام نهاد و دور آن باروئى كشيد و نه هزار كام قرار داد و عمارات دلكشا و چهارسوق در آن احداث كرد و كوچه و بازار آنجا را به خط مستقيم برآورد و جهة مدفن خويش مقبرهء عالى ساخت و عمارات نيكو در حوالى آن طرح انداخت و چهار دروازه بر آن شهر قرار داد و آب روان به شهر آورد سكنه‌اش اكثر شيعه اماميّه و مقتدر و جماعت افغان و ديكر هندوان و قرب چهار هزار خانه در آنست و قرب چهل هزار ايل افغان در نواحى آن سكونت دارند و طريق ييلامشى و قشلامشى سپارند عموما مردم قندهار خوش‌لهجه و شيرين‌كفتار و سفيدرخسار و از متاع حسن و جمال برخوردارند چنانچه انورى تعريف حسن آنجا را نموده است از فواكه انكورش ممتاز و نان بازارش بامتياز است ذكر قومشه كويند كه چون قوم شاه آنجا را آباد نموده لهذا قومشه كفته‌اند قصبه‌ايست شهر مانند و بلده‌ايست خاطرپسند از توابع اصفهان و از اقليم چهارم و هوايش سالم و آبش از كاريز و ملايم در زمين هموار واقع و سمت مشرقش فىالجمله كرفته و سه طرفش واسع است و ميوه‌هاى سردسيريش فراوان و حبوب و غلاتش فىالجمله ارزانست نانش ممتاز و انكورش بامتياز كويند قديم الزّمان قومشه شهرى بوده و آزاد خان افغان بعد از نادر شاه خراب نموده اكنون قرب ده هزار باب خانه در اوست و بيست قريه مضافات اوست مردمش شيعىمذهب و اكثر ايشان كوفىمشربند راقم در آن ديار بسيار بوده و با اكابر و اعيان آنجا معاشرت نموده عموما فسق و فجور در آنجا كم است امّا مانند اصفهان هميشه در ميان مردمش خلاف و نفاقست و مردم نيك‌محضر و ستوده‌سير نيز دارد ذكر قورد مهمل آن مورد است نام طايفه از طوايف تركست قومى بسيار و امّتى بيشمارند و در اكثر بلاد فارس و عراق و شيروان و آذربايجان و خراسان و كابل و زابل سكونت دارند و عموم ايشان همّت عالى و فطرت بلند و راى صايب و شغل شريف ندارند و از معارف انسانى دور و از كسوت مردمى عورند راقم طايفهء قورد بسيار ديده و صحبت ايشان را شنيده جمهور ايشان خالى از شرارت نباشند ذكر قورقشم بندريست از بنادر اناطولى و در چهار فرسخى شهر برسه واقع و سمت مغرب و جنوبش جبال شامخه دارد و دو طرف ديكرش درياست و آن بندر در دامن كوه اتّفاق افتاده و دو سه هزار خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست باغات فراوان دارد كه سقى آن موقوف به رحمت الهى است و اكثر آن باغ انكور است و مردم آنجا ترك‌زبان و حنفىمذهبند و خالى از مروّت نباشند و از آن بندر به اسلامبول از روى دريا يك‌روزه راه است راقم يك روز در آن بندر بوده و آنجا را پسند نموده است ذكر قونيه بضمّ قاف مع الواو و كسر نون و فتح ياء مع الهاء مدينه‌ايست دلكشا از مداين قرامان و دار الملك آنست شهريست عظيم و بلده‌ايست كريم از اقليم پنجم طولش از جزاير خالدات سه مه و عرضش از خطّ استوى مايح آبش از رود و معتدل و هوايش به سردى مايل خاكش فرح‌انكيز و زمينش حسن‌خيز قديم الزّمان شهرى بزرك و دار الملك بوده و بمرور و هور و كرور شهور روى به خرابى نموده اكنون قرب پانزده هزار باب خانه در اوست و نواحى معموره و قراى مشهوره مضافات